AlborzPianoSchool

  • با موسیقی تا موسیقی

    دوره ها ترمیک ویژه والد و کودک
0 1 2 3 4

آیا شجاعت نگاه کردن از زاویه‌ای متفاوت را برای نواختن پیانو داریم؟؟؟؟

چطور است که از تکنیک هایی که  ظاهراً سخت به نظر می آیند شروع کنیم؟ و تکنیک های آسان را برای بعد  و  اشخاص «  سخت  »  کوش واقعی بگذاریم.

 گفتگویی با بینندگان (تصویری)

 

     چگونه از حرکات طبیعی بدن با به کار گرفتن قدرت فکری و جسمی خود دراین رابطه برای نواختن پیانو استفاده کنیم. همه کس در درجه اول با شنیدن موسیقی «با سلیقه ای متفاوت» وارد دنیای آن می گردد. بعضی‌ها تشویق به یادگیری آن می شوند، و در نهایت خود را به دست این ماجرا می سپارند ، بدون اینکه «در بیشتر موارد» از قبل بدانند که فاصله گوش دادن به موسیقی  و اجرای: درست، زیبا و باکیفیت«موسیقیایی» آن تا چه حد می‌تواند اهمیت داشته باشد . در جهان موسیقی  ساز  پیانو    معمولاً خواهان متعدّدتری از سازهای دیگر دارد. در بیشتر مواقع این علاقه مخصوص به جهت آسان به صدا درآوردن از این ساز می‌باشد.   بارها دیده‌ایم که اشخاص، پیانو را بدون هیچ نوع تعلیمی می‌نوازند و حتّی با کمک گرفتن از یک انگشت خود قادرند که یک آهنگ (ملودی) را بنوازند، غافل از اینکه این ساز هم نظیر سازهای دیگر می‌تواند قواعدی برای نواختنش وجود داشته باشد و نه فقط در ابتدای یادگیری آن، بلکه این قواعد می تواند «و باید» به تدریج متحول شود.


      بنابر پیچیدگی تکنیک هایی که در قطعات مختلف و حتی فقط در یک قطعه مربوط به این ساز وجود دارد، عدم شناخت همه جانبه هنگام شروع به آموختن این ساز مطمئناً اثرات روانی-آموزشی مناسبی برای هنرجو نخواهد داشت. و علاوه بر آن عادات نامناسب جسمی هم مزید بر علت خواهد شد.
همانطور که می‌دانید، بیشتر سازهای موسیقی در ارتباط مستقیم و تقریباً خودمانی با نوازنده خود را دارا می‌باشند؛ در حالی که ساز پیانو با حجم بسیار بزرگ، وزن سنگین و فاصله ای که نوازنده با آن دارد اجازه مسلط شدن به آن را به راحتی نمی دهد. بنابراین برای نوازنده پیانو بسیار سخت خواهد بود که با ساز خود به آسانی ارتباط برقرار کند. برای نواختن بعضی از سازها و خواندن آواز لاجرم تنظیم تنفس لازم می باشد و بدون تسلط به آن اجرای موسیقی غیر ممکن خواهد بود. در حالی که هنرجوی پیانو کمتر و یا هرگز به این موضوع حیاتی نمی اندیشد و اگر تمرینهای مناسب در این رابطه برایش در نظر گرفته شود مطمئناً در امر نواختن پیانو مسلّط و راحت تر خواهد شد.


     بارها و بارها نوازندگانی را دیده‌ایم که هنگام نواختن پیانو فک خود را فشار داده و با حرکات ناموزون سر و گردن ، سعی دارند سختی های نوازندگی را برطرف کنند. گاهی فکر می‌کند که با «حرکات خاصی» در بالاتنه و حتی در چهره خود به زیبایی موسیقی‌ که می‌نوازد اضافه خواهد شد. در حالی که اگر در ابتدای یادگیری به هر یک از انگشتان خود تمرین خاص آن را یاد بدهد (به جهت هماهنگی صداهای مختلف) زمینه مناسبی را برای نواختن هر قطعه ای ایجاد خواهد کرد. در غیر این صورت هرگز نخواهد توانست به صورت فنّی- تخصّصی، زیبایی لازم را به موسیقی خود ببخشد.


     برای نواختن موسیقی، هرکس ( به ناچار) به یک ساز احتیاج دارد که از آن به عنوان«ابزار کار» استفاده خواهد کرد. در این مرحله بهتر است سوالی مطرح شود. آیا داشتن یک ساز به عنوان« ابزار کار» برای نواختن آن کافی خواهد بود؟؟؟؟ جواب این سوأل به طور حتم منفی می باشد. حداقل از نظر تکنیکی آن.

       اولین مطلبی که برای نواختن پیانو به فکر شخص (اکثر اوقات مبتدی) می‌آید، ده انگشت دستها می باَشد که به بقیه قسمت هایی که به آن وصل است اهمیّتی نمی دهد. تا این جا همه چیز ظاهراً به خوبی پیش می رود. ولی آیا فقط ده انگشت «ناتوان و کوچک» ما در مقابل ساز پر عظمتی چون پیانو، ابزار کاریست که کافی خواهد بود؟
       در جواب این سوأل، و در ادامه این مقدّمه، بد نیست به دیگر ابزار بدنی خود که برای نواختن پیانو و از همه مهم تر برای مقابله پایاپای با این ساز عظیم لازم داریم و نقش هرکدام را به موقع خود و به ترتیب اهمیت آنها نظری انداخته و بدانیم که هر کدام در چه شرایطی نقش خود را با راحتی، قدرت و استحکام انجام بدهند بهتر است.

فهرست نقش هر کدام از اعضای بدن به شرح زیر است:

       تمرینات اکتاو  

       تمرینات انگشت ثابت


       آموزش کلاویه به مبتدی

      تمرینات بدون شست

      سوالاتی که هنرجویان هرگز نمی پرسند!!(تصویری)

چرا وقتی یک قطعه را شروع میکنیم کمتر دچار مشکل میشویم؟

به چه طریقی از انگشتان خود برای فشار دادن شستی ها استفاده کنیم.

 


 

 

 

 

 

 

 

ارتباط ذهن و جسم با نوازندگی

 

 

دوستان عزیز: بگذارید که در شروع این جلسه از مطلب مهمی که ممکن است قبل از هر موضوعی بتواند کمک مفیدی برای هنرجویان تقریبا "انواع هنرها" به حساب می آید صحبت کنیم. درباره "ذهن" متّفق القول می‌باشیم  که گرداننده افکار و اعمال بشر هست، در این مرحله میل دارم که بپرسیم: آیا جسم انسان تنها ماموریتش فقط اطاعت از ذهن می باشد؟ سوال دیگر آیا جسم با توجه به ذهن خودش هیچ نوع کارهایی برای انجام پیغام‌های ذهنی خود ندارد؟ آیا در اعمالی که در طول زندگی در مورد اعضای خود پیشرفت می‌دهد سهمی ندارد؟ بیایم اعمال غیرهنری که جسم انجام می دهد را به کنار بگذاریم و به اعمال آن برای انجام کارهای هنری بپردازیم. ولی قبل از آن پرانتزی را برای همان کارهایی که همه مردم انجام می دهند باز کرده و فقط یک سوال ساده مطرح کنیم، آیا انسان‌ها کارهای مشابهی را در زندگی روزمره خود انجام می‌دهند همه به طور یکسان در انجام آنها کارآمد هستند؟

 

       جواب منفی است چون همگی به خوبی میدانیم که حتی همگی برای راه رفتن هم نظیر یکدیگر رفتار نمی‌کنیم بنابراین، مثال دیگر نخواهیم توانست ذهن را قدرت مطلقه تمام وجود خود بدانیم، بخصوص در مورد نوازندگی پیانو. چرا این هنر خاص می‌باشد به دلیل اینکه:

  1. با دو دست خود می‌نوازیم

  2. چون هرگز دو دست ما برای نواختن، در اعمال خود شباهت ندارند ولی در فکرمان آنها را نظیر یکدیگر دیده و با این تفکر هم شروع به نواختن کرده و آنها را به مستقل از یکدیگر بودن دعوت نمی‌کنیم.

 در این جا حق را به ذهن میدهیم چون راهنمایی جالبی را موجب شد.برایش کف مرتبی بزنیم!! ولی جسم برای اطلاعات از ذهن که اینقدر حق به جانبش میباشد از طرف جسم به این راحتی میسّر است؟ البته که نه خیر. چون اگر شروع کردیم که به دوست خود و در بازی خود حرکت ساده ای را انجام دهند هم به تمرین مخصوص احتیاج است. معنی تمرین برای من همان پیام رساندن بدن به ذهن میباشد و در  دنباله آن ذهن دستور لازم دیگری را پیام رسانی کرده وجسم باز هم کم اورده  و پیام دیگری را صادر خواهد کرد و الی آخر ...

 

بنابراین میشود  ادعا کرد که حداقل در یک کار هنری همکاری جسم و ذهن توانا لازم است تا اینکه "شاید" بتوان به آن هنر پیشرفت لازم را داد. میخواستم در اصل از این مطالب استفاده کرده و خاطرنشان کنم که در تدریس ساز پیانو روش مخصوص و مطلق وجود ندارد  بلکه راه کارهای منطقی با آینده نگری به فنونی که یک هنرجو لازم است یاد بگیرد، بدون صدمه زدن به سلامتی جسمی اش، وجود دارد. فنونی که لازم است لازم است اموخته شود، اول الف به از آن نمیباشد بلکه چون تعداد آنها بیشمار است و در هر قطعه موسیقی از  انواع آنها یافت میشود، امکان یاد دادن آنها به روش جهشی وجود دارد. بعد از شکل دادن به اعضای بدن برای هر کدام از تکنیک ها(فنون) به صورت طبیعی و زیباترین حالت آنها.

 

برای باز کردن مسائل تکنیکی سخن بسیار است که به جهت کمبود وقت بایستی به دفعات دیگر موکول شود.

اصول تکنیک ها را به جسم یاد میدهیم  که با آنها زندگی کند و نه آن را یاد بگیرد، به آنها عادت کرده و آن عادات را دوست بدارد تا آنها پیام های هر روز  مفیدتری را برای ذهن محترم ما بفرستند.